برادران نفر در جبهه های نبرد حق علیه باطل

برادران نفر : سعید نفر فرمانده گردان تخریب قرارگاه نجف اشرف و برادر نادر نفر و حمید نفر از نیروهای تخریب قرارگاه

سعید نفر

نادر نفر

حمید نفر

البته خاطرارت روز اسارت برادر سعید نفر در پستهای بعدی که با دست خط خودش نگارش کرده در اختیار دوستداران آزادگان عزیز قرار خواهد گرفت

برای مقدمه چند سطر از نوشته این عزیز را در ذیل مشاهده میکنید

بنام خدا

زمان4/12/62 وقراربود درآن شب که اولین شب عملیات خیبربود ما یک عملیات ایذایی درمنطقه طلائیه وپاسگاه زید عراق انجام بدهیم تا لشکرهای دیگربتوانندعملیات اصلی رادرجزیره مجنون ومنطقه هورالهویزه شروع کنند.من که درآن زمان فرمانده گردان ویژه تخریب قرارگاه عملیاتی نجف اشرف بودم بهمراه 2 تن دیگرازبرادران ازجمله شهید علی قبله ای جهت خنثی سازی میدان مین وگشودن معبردریکی ازمحورهای عملیاتی به گردان شهید رجایی لشکر7 ولی عصر (عج) مامورشده بودیم.آن شب حوالی ساعت 11 بود که ما بی سروصدا وبا استفاده ازتاریکی شب بهمراه یک گردان عملیاتی متشکل ازنیروهای سپاه بسیج ولشکر77خراسان ارتش ازمبدا به سمت نیروهای دشمن حرکت کردیم.عراقیها که ظاهرا متوجه تحرکاتی درمنطقه شده بودبا استفاده ازتوپخانه وخمپاره اندازها شروع به گلوله باران منطقه کرده بودوهمین امرموجب کندی درحرکت نیروهای گردان شده بود.ترفند دیگری که دشمن درآن شب بکاربسته بود استفاده ازتیرهای رسام قابل مشاهده درتیربارهایشان جهت ایجاد رعب ووحشت دردل نیروهابود.رگبارگلوله های قابل دید بود که بی امان وقطارواربه سمت ما شلیک می شد وبه همین دلیل گردان زمینگیرشده بود.به همین جهت قراربراین شد که بخاطرجلوگیری ازاتلاف وقت من بهمراه معاون گردان ویکی ازبچه های اطلاعات عملیات که به منطقه را روزقبل کامل شناسایی کرده بود ویک بیسیم چی بنام مرتضی که ظاهرا طلبه هم بودجلوترحرکت کرده وخودمان راپای میدان مین برسانیم وتارسیدن گردان به پای میدان بنده مین هاراخنثی کرده ومعبری جهت عبورنیروها بزنم.ما 4 نفردرزیربارانی ازگلوله های دشمن حرکت کرده وخودمان رابا هر زحمتی که بود پای میدان مین رساندیم.البته درطول مسیراتفاقاتی افتاد که چندان خوشایند نبودازجمله تیرخوردن ومجروح شدن نیروی اطلاعات عملیات همراه ما ازناحیه پهلو که به عقب برگشت ونیروی دیگری بنام سید جایگزین اوشد که متاسفانه آشنایی چندانی بامنطقه نداشت وهمین موضوع مشکلاتی را برای ما به همراه داشت ویا اینکه درطول مسیرقرقره ای که طناب معبردرآن بود ازدست نیروها افتاده وبه زمین خورده بودودیگرقابل استفاده نبود وبه عبارتی دیگرطنابی درکارنبود تا مسیرمعبررابا استفاده ازآن مشخص کنیم.بگذریم بهرحال باگفتن یک بسم ا… وتوسل به ائمه اطهار(س) وقطع کردن سیم خاردارهای حلقوی ابتدای میدان بسرعت کارخنثی وپاکسازی میدان مین راباسیم چین وسرنیزه ای که همراهم بودآغازکردم

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *