جاودانه های موسیقی فجر(بخش دوم) و بعضی از رویدادهای 14 بهمن 1357

 

جاودانه های فجر(بخش دوم)

از جاودانه های دیگر در زمینه هنر و موسیقی ، سرود زیبا و ماندگار خمینی ای امام میباشد

جاودانه های فجر(بخش دوم)

ای مجاهد ای مظهر شرف
ای گذشته ز جان در ره هدف

هر زمان می رسد از تو این ندا
ای اسیران و مستضعفان به پا

زیر بار ستم زندگی بس است
نزد طاغوتیان، بندگی بس است

بود شعار تو به راه حق قیام
ز ما تو را درود ز ما تو را سلام

***
خمینی ای امام، خمینی ای امام (2)

***

ای مجاهد ای مظهر شرف
ای گذشته ز جان در ره هدف

چون نجات انسان شعار توست
مرگ در راه حق افتخار توست

این توئی، این توئی پاسدار حق
خصم اهریمنان، دوستدار حق

بود شعار تو به راه حق قیام
ز ما تو را درود ز ما تو را سلام

***
خمینی ای امام، خمینی ای امام (2)
***

ای مجاهد ای مظهر شرف
ای گذشته ز جان در ره هدف

چون تو عزم صف دشمنان کنی
ترک سر، ترک تن، ترک جان کنی

نازم آن عزم دشمن شکار تو
خشم تو قهر تو اقتدار تو

بود شعار تو به راه حق قیام
ز ما تو را درود ز ما تو را سلام

***
خمینی ای امام، خمینی ای امام (2)
***

ای مجاهد ای مظهر شرف
ای گذشته ز جان در ره هدف

لرزد از نام تو پایه ستم
پشت اهریمنان گشته از تو خم

مرز توحید را همچو سنگری
حافظ ملت و دین و دفتری

بود شعار تو به راه حق قیام
ز ما تو را درود ز ما تو را سلام

***
خمینی ای امام، خمینی ای امام (2)
***

ای مجاهد ای مظهر شرف
ای گذشته ز جان در ره هدف

ما همه یار تو یاور توئیم
دوستدار تو، همسنگر توئیم

ای حماسه تو ورد زبان ما
این توئی مظهر آرمان ما

بود شعار تو به راه حق قیام
ز ما تو را درود ز ما تو را سلام

***
خمینی ای امام، خمینی ای امام (2)
***

ای مجاهد ای مظهر شرف
ای گذشته ز جان در ره هدف

ره نیابد چو سستی به عزم تو
میهراسد ستمگر ز عزم تو

این توئی، این توئی مایه امید
از قیام تو شد روی ما سپید

بود شعار تو به راه حق قیام
ز ما تو را درود ز ما تو را سلام

***
خمینی ای امام، خمینی ای امام (2)
***

ای مجاهد ای مظهر شرف
ای گذشته ز جان در ره هدف

ای پی افکنده شورای انقلاب
از تو شد کاخ خودکامگان خراب

این زمان پی فکن در پناه دین
طرح جمهوری محکم و متین

جاودانه های فجر(بخش دوم)

سرود ویژه خمینی ای امام اثر جاودانه استاد حمید سبزواری

بعضی از ترانه های انقلابی استاد سبزواری، هرچند سالها از سروده شدن و اجرای آنها می گذرد ، اما هر بار تازگی و لطف خاص خود را دارد.
“الله اکبرخمینی رهبر” ، “آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو”  ، “این پیروزی خسته باد” ، “جانباز” ،“خمینی ای امام” ، “دریغا” (در سوگ رحلت امام خمینی) ، “شهید مطهر” (در سوگ شهادت استاد مطهری) ، “برخیزید ای شهیدان” ، “خوش آمدی ای امام ما” و … تنها تعدادی از  ترانه های معروف و خاطره انگیز حمید سبزواری هستند.
برخی رسانه ها تعداد اشعار زیبا و اثرگذار حمید سبزواری را بالغ بر 300 مورد دانسته اند که 70 مورد این سروده ها در سال اول انقلاب به اجرا درآمد

ناگفته‌هایی از شعر انقلاب از زبان حمید سبزواری

اصلا وقت نمی‌شد در محضر امام شعر بخوانم. 6.5 بار با یک جمع 30 نفره خدمت حضرت امام رسیدم.امام اصلا این حوصله‌ها را نداشت. آیت‌الله خامنه‌ای موضوع‌شان فرق می‌کند. ایشان در جریان کارهای ادبی بودند و به کارهایم اشراف داشتند.


حمید سبزواری، نامی مستعار است برای حسین ممتحنی شاعر انقلاب؛ حمید شاعری است ازنسل دیروز . نسلی که با ما همنفس وهم آوا است ،‌اما پژواک صدایش تا قرن ها در امتداد زمان جاری خواهد بود ، پس شعر او شعر آینده نیز هست . حمید سبزواری در سال 1304 در سبزوار به دنیا آمد. وی شاعر اشعار مختلف حماسی، عرفانی اعم از قصیده، غزل، دوبیتی، رباعی و شعر نو است.

سبزواری دارای مدال درجه یک هنر در رشته ادبیات است و اولین شاعری می‌یاشد که کتاب شعرش با عنوان(سرود درد) در سال 1375 کتاب سال شناخته شد.

برخی از آثار حمید سبزواری: سرود درد، سرود سپیده، سرود دیگر، کاروان سپیده، یاد یاران، گزیده ادبیات معاصر

ایران سالیان سال است که با کلمه کلمه سرودهای «خمینی ای امام»، «الله اکبر»،«این بانگ آزادی است»، «برخیزید ای شهیدان» و «ای مجاهد شهید مطهر» زندگی کرده‌ است و پس از 30 سال هنوز هم شنیدن این شعرها حال و هوای روزهای انقلاب، روزهای گذشت و شهادت را در دل زنده می‌کند. تعریف شعر انقلاب را باید از زبان شاعر انقلاب شنید.

****

شعر انقلاب، شعر دگرگونی جامعه است. شاعر باید به چیزهایی بپردازد که مردم به آن دسترسی ندارند در آن زمینه شعر بگوید، مردم را آگاه کند و نتیجه این آگاهی تلاش برای دگرگونی فکر و اندیشه مردم است.

آرمانخواهی، توجه به مسائل عاطفی و انسانی و مبارزه با ستمگری از ویژگی‌های شعر انقلاب است. شعر انقلاب مردم را وادار به حرکت می‌کند. با حرکت مردم، شاعر به آرمانش می‌رسد و مردم به جایگاهی که حقشان است.

شعر انقلابی پس از انقلاب باید با آرمان‌هایی آمیخته باشد که بتواند هدف‌های ملی را محقق کند تا مردم قدم‌های بزرگ‌تری بردارند و مملکت خود را آباد کنند.

شعرهای انقلابی ما برای مردم عراق هم آموزنده است. جبهه‌ ما جبهه هشیاری مردم است.

تاثیر شعر انقلاب را باید از حرکت انقلابی مردم درک کنید.

شعر خمینی ای امام را سال 42 سرودم. زمانی که حضرت امام(ره) از ایران به عراق تبعید شدند، اما 13 سال زمان لازم بود تا این شعر در محضر امام(ره) خوانده شود؛ یعنی روز 12 بهمن سال 57؛من 12 بهمن در 4‌ـ 3 کیلومتری فرودگاه مانده بودم و نتوانستم اجرای شعرم را مقابل امام ببینم!

من هیچ شعری را از روی هوس نگفتم. از نظر تفکر به جایی رسیدم که احساس کردم مردم شعری را می‌خواهند که در شعر شاعران متقدم نیست. دیدم مردم وطن دنبال اسلحه است. صاحب کلمه‌ها می‌تواند کار یک سرباز را انجام دهد حتی گاهی نقش یک فرمانده را بازی می‌کند.

از مدت‌ها قبل از حادثه‌های انقلاب اسلامی شعر انقلابی گفتم، زمانی که صنعت نفت را ملی کردند، باز هم منافع دست بیگانگان بود و ثروت مردم را می‌بردند شعری گفتم با این مطلع«نفت ملی وطن گرو رفته» البته نتوانستم این شعر را جایی چاپ کنم. آن زمان معلم بودم. به من خاتمه خدمت دادند و در مشهد محاکمه شدم.

دلیل سرود گونه بودن شعرهایم مشق‌های موسیقی دوران دبستانم است. از کلاس پنجم موسیقی می‌دانستم. اولین شعرم را هم در همین سن گفتم. جد و پدرم و پدر بزرگم هم شاعر بودند. در دوران کودکی پدرم تشویقم می‌کرد که در اعیاد و مناسبت‌ها درباره امامان معصوم(ع) شعر بگویم. من هم شعر می‌گفتم ولی آن سروده‌ها خیلی ضعیف بود. امدن به تهران و شرکت در جلسه‌های ادبی خیلی به قوام شعرم کمک کرد.

قبل از اینکه حضرت امام بیایند، یکسری شعرهای انقلابی می‌گفتم که زمینه‌ساز انقلاب بود. در جلسه‌های هفتگی خانه آیت‌الله طالقانی شرکت می‌کردم و در محضر ایشان شعر می‌خواندم. یک بار به قدری از شعرم خوششان آمد که حاج احمد خیاط را صدا کرد و گفت کت و شلواری برای این آقا بدوز که من گفتم لزومی ندارد و لباس دارم اما ایشان اصرار کردند. یکی از شعرهایی که خدمت ایشان خواندم چنین جمله‌هایی در آن داشت: « نیک مردان بسته زندان، دردها بسیار، دردمندان تشنه درمان، دور، دور ریزه خواران است و …»

همیشه عده‌ای خانه را زیر نظر داشتند. چند مرتبه هم بازجویی شدم اما در جریان نهضت امام حتی بسیاری از ماموران حکومت هم دل خوشی از رژیم نداشتند.

قبل از انقلاب ، من در انجمن‌های ادبی شرکت می‌کردم.در انجمن گاهی شعری از من چاپ می‌شد در انجمن صائب شعرهایی از من هست. اوایل کسی جرات نمی‌کرد حرف انقلابی بزند اما من اول شعر انقلابی می‌گفتم یا به گونه‌ای اشاره‌ای می‌کردم. جلسه‌ها در خانه اعضای انجمن تشکیل می‌شد هر کس شعر خودش را می‌خواند.اما رفتار سایر اعضای انجمن به دلیل سرودن شعرهای انقلابی با من درست نبود. در انجمن شعر و شاعر انقلابی وجود نداشت. از اعضای انجمن هم، روشن کردستانی، مشتاق کاشانی، محمدعلی مردانی و مزوجی را یادم می‌آید.

شمسایی و دیگران شعرهای مرا در نشریه صائب دیدند و سراغم آمدند. شمسایی رابط من با این بچه‌ها بود که شعرها را پیش امام خواندند. اولین بار که خواست از شعرهایم استفاده کند، به او گفتم باید آنها را بدون کم و کاست بخوانی. شعرهای من گوشه‌‌هایی داشت. این بچه‌ها که شعر خمینی‌ای امام را مقابل حضرت امام اجرا کردند، چند باری هم به خانه ما آمدند. در و پنجره‌ها را می‌بستیم و پتو می‌زدیم.

آن موقع اینجا (قلهک) دور تا دور باغ بود. ضبط صوت می‌آوردند و شعر تمرین می‌کردند.

شعر خمینی ای امام را سال 42 سرودم. زمانی که حضرت امام(ره) از ایران به عراق تبعید شدند، اما 13 سال زمان لازم بود تا این شعر در محضر امام(ره) خوانده شود؛ یعنی روز 12 بهمن سال 57؛من 12 بهمن در 4‌ـ 3 کیلومتری فرودگاه مانده بودم و نتوانستم اجرای شعرم را مقابل امام ببینم! البته من در بحبوحه انقلاب و به مناسبت‌های گوناگون هم شعر می‌سرودم؛ یکی از حادثه‌هایی که دل همه مردم ایران را به دردآورد و عمق بی‌رحمی رژیم شاهنشاهی را نشان داد قیام نوزدهم دی بود.ددر قیام نوزدهم دی سال 56 پس از کشتار تظاهرات کنندگان در قم، مردم شهرهای دیگر، اربعین شهیدان قم را برگزار کردند و این قیام‌ها به پیروزی سال 57 منتهی شد. من هم در رسای شهیدان قم شعری گفتم و در شعر ساحل خاموش این اتفاق را زمینه انقلاب پیش‌بینی کردم.

اولین باری که امام را دیدم هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. دوستانی که در حزب تمدن اسلامی بودند به من زنگ زدند و گفتند آقای سبزواری اگر می‌خواهی امام را ببینی الان وقتش است.

شعرهای من در روزنامه این حزب چاپ می‌شد. من هم با خوشحالی همراه آنها به دیدن حضرت امام رفتم. حدود 30 نفر می‌شدیم. در آن جلسه از تبسم امام و لطفی که نسبت به ما داشتند، خوشم آمد و همان موقع هم شعر «خوش آمدی امام ما» را سرودم.

اصلا وقت نمی‌شد در محضر امام شعر بخوانم. 6.5 بار با یک جمع 30 نفره خدمت حضرت امام رسیدم.امام اصلا این حوصله‌ها را نداشت. آیت‌الله خامنه‌ای موضوع‌شان فرق می‌کند. ایشان در جریان کارهای ادبی بودند و به کارهایم اشراف داشتند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای هم از قبل انقلاب شعرهای مرا دنبال می‌کرد سال 62 زمانی که رئیس جمهور بودن به من گفتند: آقای حمید! چرا شعرهایت را چاپ نمی‌کنی؟ به شوخی جواب دادم: آقا! منتظر دست خط شماست. ایشان فرمودند: برای هیچ کس این کار را نکردم، اما برای شما می‌کنم. بعد هم مقدمه کتاب سرود درد را خطاطی شده برای من فرستادند. در مقدمه کتاب آمده: انتشار آثار شاعر انقلابی و مخلص جناب اقای حمید سبزواری، پیشگامی برای غنی‌سازی گنجینه ادبیات انقلاب و عرضه آن به مشتاقان و هنر شناسان است.

فرآوری: زهره سمیعی

بخش ادبیات تبیان

حمید شاهنگیان، آهنگساز سرود “خمینی ای امام

سیدحمید شاهنگیان، از اولین آهنگ‌سازان سرودهای انقلابی هستند که پیش از انقلاب کار خود را آغاز کرد، با آن که او فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد مدیریت از دانشگاه شیکاگو هست اما به طور ذوقی و بنابر احساس درونی و ضرورت ایجاد سرود برای وحدت بخشیدن بر حرکت‌های مردمی در انقلاب به ساختن سرود پرداخته است. بعد از انقلاب تا سال 1360 رئیس شورای موسیقی و شعر صدا و سیما می‌شود و از آن پس به مشاغل مدیریتی مشغول می‌شود، اما همچنان موسیقی انقلابی یکی از دغدغه‌های اصلی‌اش بوده است. با سازنده سرود ملی خمینی ای امام، برخیزید ای شهیدان راه خدا، زندانی، برخیزیم در هوای آزادی، نصر من الله، 17 شهریور، 13 آبان، بپا خیزید، سرباز، انقلاب اسلامی، گفت‌وگو کرده‌ایم.

در ابتدا می‌خواهیم بدانیم که اولین سرودهای مرتبط با انقلاب اسلامی و پیش از آغاز انقلاب چگونه تهیه می‌شد؟

بالاخره جریان انقلاب، مثل یک رود همه چی را با خود می‌برد. من هم در سنین جوانی به این حرکت پیوستم و با آن به حرکت درآمدم. من مثل تمام کسانی که به این حرکت پیوسته بودند سوابق و آشنایی با مباحث دینی داشتم و به همین خاطر هم خداوند یارمان بود. هرکس هرکاری از دستش برمی‌آمد برای به ثمر رساندن انقلاب می‌کرد. یکی از کارها هم استفاده از هنر در مسیر انقلاب بود و بدیهی بود که موسیقی و هنر در این زمینه موثر خواهند بود. در آن زمان با موضوع انقلاب، کارهای خوب گرافیکی صورت گرفت، و شعرا آثار در خور تحسین را سرودند و آن‌ها شعرهای کوتاه خود را به شکل شعارهای کوتاه در اختیار مردم قرار می‌دادند. شعارهایی که به من نوعی انگیزه می‌داد تا سرود بسازم. مبنای این کار، حوادثی بود که در طول جریانات انقلاب اتفاق می‌افتاد. برای اینکه این وقایع فراموش نشود، باید آن‌ها را به شکل تابلو، حفظ و قابل رویت می‌ساختیم؛ مثل حادثه 17 شهریور که کشتار عجیبی در میدان ژاله اتفاق افتاد. من سرودی به نام «17 شهریور» ساختم تا این روز را زنده نگه داریم. به همین ترتیب مسائل دیگری در کشور وجود داشت مثل زندانی‌های سیاسی که مردم خواهان آزادی آنان بودند. همین شعارهای مردم باعث شد تا من یک جور منظم‌تر از آن سرودی به نام «زندانی» بسازم که سر زبان‌ها بیفتد و  مردم را به طور مشترک با یکدیگر هم‌آوا کند تا تأثیر شعارشان بیشتر و موثرتر باشد. 13 آبان و حادثه کشتار دانشجویان نیز تبدیل به سرودی به همین نام شد. هدف من این بود که حوادث مهم انقلاب فراموش نشود. البته اشعاری که خودم در آغاز می‌سرودم واقعاً شعر نبود. تا اینکه بعداً بزرگان شعر به ما پیوستند تا به طور مشترک کار کنیم.

در آن زمان فضا برای کار شما چگونه بود؟

آن‌قدر تنگنا و خفقان بود که حتی نمی‌توانستم شعری را بر کاغذ بنویسم. بلکه باید آن را حفظ می‌کردم و یا اگر مجبور به نوشتن‌اش می‌شدم آن را با دستِ چپ می‌نوشتم تا شبیه خط خودم نباشد.

آیا امکانات شما در حد امکانات حرفه‌ای ضبط موسیقی بود؟

خیر! آن‌قدر امکانات کم بود که حتی در حد امکانات آماتوری هم نبود. من با دو تا ضبط صوت، صدایم را ضبط می‌کردم و دوباره پخش می‌کردم تا آن سرود دلخواه ساخته شود. حتی فضای تمرین و ضبط کردن نداشتم.

با توجه به نداشتن رسانه، چگونه این سرودها بین مردم توزیع می‌شد؟

این حرکت کاملاً مردمی بود و به گستردگی جمعیت ایران آن روزها بود. این شبکه مردمی باعث می‌شد تا سرودها دست به دست بین مردم بگردد. ما این سرودها را به همراه نوارهای سخنرانی حضرت امام خمینی (ره) منتشر می‌کردیم. این سخنرانی‌ها اغلب 40 تا 50 دقیقه بود و ما 10 تا 15 دقیقه نوار را اختصاص به سرودهای انقلاب می‌دادیم. این نوارها هم دست به دست می‌گشت. البته سرعت این تکثیر مثل امروز نبود که اینترنت کارها سریع‌تر کرده است، اما با توجه به امکانات آن روز باز هم همه چیز سریع انجام می‌شد و این سرودها به اقصی نقاط کشور می‌رسید.

آیا در آن فضای خفقان‌آلود با مشکلاتی هم روبرو می‌شدید؟

چطور می‌شد مشکلی نباشد. زمانی که به تنهایی کار می‌کردم مشکلی نداشتم چون خودم شعر می‌ساختم و یک نفره آن را می‌خواندم و ضبط می‌کردم، اما زمانی که چند نفر دیگر به من پیوستند تا گروهی کار کنیم همین کارمان را دچار مشکل می‌کرد. در ابتدا در یک زیرزمین که به لحاظ اکوی طبیعی خوب هم بود، سرودها را ضبط می‌کردم. کم‌کم آقای صبحدل، مرحوم عباس صالحی، حسین شمسایی، حمید یگانه به من پیوستند که همین کنار همدیگر بودن و متمرکز شدن، کار را سخت‌تر می‌کرد. ما در حسینیه ارشاد دور هم جمع می‌شدیم. قبل از شروع حکومت نظامی به حسینیه ارشاد می‌رفتیم، آنجا در یک اتاق محقر تمرین می‌کردیم و سرودها ضبط می‌شد. از قبل از ساعت 8 شب تا 7 صبح آن‌جا با هم بودیم و صبح زود از آنجا بیرون می‌آمدیم. شب‌ها را در این دخمه سر کردن برای ما خیلی سخت بود و خطراتی را به دنبال داشت. اما همه این مشکلات در مقایسه با دو چیز به هیچ وجه قابل طرح شدن نیست. مشکلات بزرگ‌تری که مبارزان انقلاب در شکنجه‌گاه‌ها داشتند و سلامتی خود را از دست می‌دادند. این کار ما در برابر آن اصلاً‌ قابل قیاس نیست. دوم اینکه با توجه به ثمره و پیروزی که از انقلاب ناشی شده است باز هم این حرکت ما چندان با آن قابل قیاس نیست.

بازتاب کار شما بعد از انقلاب چگونه پیگیری شد؟

در اواخر نظام ستم‌شاهی با وجود برخی از اختلافات، انقلاب مصر و لیبی مشابه با انقلاب اسلامی ما بود. یعنی شرایط انقلاب همین جوری بود با کمی تفاوت‌های فرهنگی و محلی. بعد از انقلاب دست و بالمان بازتر شده بود و با امکانات بیشتری می‌توانستیم کار کنیم. حمید سبزواری به جمع ما پیوسته بود و شعرهای خوبش را به ما می‌داد. از جمله دو قطعه شعر راجع به حضرت امام(ره) که من سرودی به اسم «خمینی ای امام» را ساختم. بعد بنابر پیش‌بینی حمید سبزواری که حضرت امام (ره) بعد از ورود به فرودگاه مهرآباد، مستقیماً به بهشت زهرا (س) و زیارت شهدا خواهند رفت، حمید سبزواری یک شعر درباره شهدای انقلاب سرودند و من بر اساس آن سرودی به نام «برخیزید ای شهیدان راه خدا» ساختم که اجرا شد. ما هم آن را با امکانات بیشتر و با حضور 120 نفر از دانش‌آموزان مدرسه علوی و بچه‌های مسجد قباد (که امام جماعت آن روزهایش مرحوم مفتح بود) تمرین و آماده برای سرودن کردیم و این سرودها مهیا شد برای ورود حضرت امام (ره).

آن روز در محل ورود حضرت امام در سالن فرودگاه و بعد از اجرای این سرود، یک کارگردان سینما که امروز جزو کارگردانان مشهور است، بعد از دیدن این سرود به سراغم آمد و گفت «من بعد از شنیدن این صدای هماهنگ، خمینی ای امام، از شدت تعجب شاخ درآوردم. این صدا چیست؟ و کی و چگونه و یا چرا امکاناتی این گروه سرودشان را آماده کرده‌اند؟» احتمال دارد که تا آن روز آن کارگردان وارد جمعیت انقلابی نشده بود، چون مردم آن سرود را در راهپیمایی‌ها می‌خواندند، ولی ایشان آن‌را نشنیده بود بعد از سی سال هنوز هم گه گاه از آن سرودها استفاده می‌شود. بنابراین آن سرودها اثرات اجتماعی قابل توجهی داشته‌اند. البته خط‌کشی، معیار و سنجشی نداریم که چقدر تأثیر گذاشته‌اند، چقدر تهییج کرده‌اند و چقدر به راه آورده‌اند یا از راه به در کرده‌اند.

این حرکت خودش شما چقدر به عنوان الگو جریان‌سازی کرده است؟

«آتش دوست اگر در خانه نداشت/ عمر بی‌حاصل ما این همه افسانه نداشت». من هماره از این آیه استفاده می‌کنم «ما رمیت اذ رمیت و لیکن الله رمی» و می‌دانم که تمام حرکات فردی و خلاق و خودجوش از جانب اوست. این لطف الهی بود که به قول شما این جریان اتفاق می‌افتد. در آن اواخر قبل از انقلاب ما در صحن حسینیه ارشاد تمرین می‌کردیم، دیدم که دستهای بچه‌ها آزاد است و هرکس یک حالت دارد، یکی آویزان است، یکی سرش را می‌خاراند، یکی دستش را پشت سر برده است. برای همین به دنبال ایجاد یک حرکت برای دست آن‌ها بودم. اول از آن‌ها خواستم تا صاف بایستند که حرکتشان خیلی خشک بود. بعد خواستم دست به سینه بایستند که از آن خوشم نیامد. بعد سر آخر خواستم همه دستها را به پشت ببرند و بر هم گره بزنند. این نوع ایستادن و سرود خواندن پانزده شانزده سال برای تمام گروه‌های سرود به عنوان الگو رعایت می‌شد. حالا برخی بنابر خلاقیت خود چیزهایی به آن کم و زیاد می‌کردند، ولی در کل همه به شیوه ما سرود اجرا می‌کردند.

شما بعد از انقلاب به صدا و سیما رفتید، در آنجا با چه هدفی همین جریان را دنبال کردید؟

وقتی پیروزی انقلاب اسلامی اتفاق افتاد طبیعتاً در خیلی از مدیریت‌های صنعتی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دچار خلاء عظیم شدیم. برخی کنار کشیدند، چون انقلاب را مال خودشان نمی‌دانستند. برخی از شدت ترس و محاکمه شدن فرار کردند، برخی بدون آن که مشکلی داشته باشند، دچار همین توهم و ترس شدند و از انقلاب گریختند و برخی تردید داشتند که در این شلوغی که اسمش انقلاب است، چه کاره باید باشند. ماندند تا آب‌ها از آسیاب بیافتد. همین باعث شد تا دچار خلاء بشویم. از جمله در زمینه موسیقی و سینما به خصوص در رادیو که 18 ساعت برنامه‌های خود را با موسیقی پر می‌کرد، این خلاء بیشتر نمود یافت. تکلیف‌مان روشن نبود تا این که بچه‌های انقلاب آن بخش به اصطلاح رادیویی را تحت کنترل خود درآوردند. بعد هوشمندانه به ساماندهی آن پرداختند. در آن اوایل برخی از مخالفان و منافقان رادیو و تلویزیون را تحت کنترل خود درآورده بودند. به همین خاطر علی لاریجانی به من دستور داد که طی حکمی مسوولیت واحد موسیقی صدا و سیما را دست بگیرم. می‌دانم که من آن زمان اهلیت این کار را نداشتم، چون خلاء ایجاد شده بود، من این سمت را قبول کردم تا از مشکلات موجود جلوگیری کنم و به لطف خدا برنامه‌هایی در آن‌جا وضع شد که تا سال 67 و 68 ادامه یافت.

آیا بعد از آغاز جنگ تحمیلی همین رویه شما ادامه داشت؟

من با شروع جنگ تقریباً فاصله‌ام با صدا و سیما بیشتر شده بود، چرا که ما در بنیاد مستضعفان یک گروه هنری برای رسیدگی به وضعیت سینماها راه‌اندازی کرده بودیم. ارشاد، سینماها را به حال خود رها کرده بود و ما یک گروه بازبین برای سامان بخشیدن به وضعیت سینماها درست کرده بودیم. برای همین یک مقدار وقتم صرف آن کار می‌شد و در مرحله بعد مدیر عامل هواپیمایی شدم و همین باعث شد تا سیدمحمد میرزمانی که در واحد موسیقی تنها کسی بود که آنجا خارج از سیستم با ما همکاری می‌کرد، مسوول واحد موسیقی شود. میرزمانی هنرستان موسیقی را گذرانده بود و به لحاظ حرفه‌ای موسیقی را از پایه شروع کرده بود. من هم به عنوان یک کار حاشیه‌ای هرگاه مملکت نیاز داشت وارد عرصه موسیقی می‌شدم. هر بار به من رجوع می‌شد می‌توانستم شانه‌ام را زیر کارهای افتاده، بر زمین بگذارم و آن را از جای بردارم. وجود آدمی مثل من بسیاری از کارشکنی و برنامه‌های اعتصابی را خنثی می‌کرد. هرگاه کاری را انجام نمی‌دادند ظرف چند ساعت آن کار را انجام می‌دادم. هرچند کیفیت کار کمتر می‌شد. در حالی که شغل اصلی من موسیقی بود و تحصیلات دانشگاهی‌ام در مقطع فوق لیسانس مدیریت و دکترا اقتصاد بود. من اصلاً تحصیلات موسیقی ندارم و به عنوان زنگ تفریح زندگی‌ام به سمت موسیقی سوق پیدا می‌کردم.

اگر خودتان بخواهید درباره فعالیت‌های موسیقی‌تان جمع‌بندی داشته باشید، چه خواهید گفت؟

می‌بایست از زاویه‌های مختلف  این اتفاق را بررسی کرد. از زاویه تخصصی به خودم می‌گویم اصلاً‌ تو چه کاره بودی و این قضیه به تو چه ارتباطی دارد. اما از زاویه نیاز مملکت خواهم گفت که تو با توجه به آرمان‌های انقلاب برای بی‌توجهی بقیه چاره‌ای جز حضور در این عرصه نداشته‌ای. مثلاً در اولین سالگرد 17 شهریور من شعری از حمید سبزواری را به هنرمندی سفارش داده بودم و ماه‌ها از این قضیه می‌گذشت تا چند روز مانده به موعد مقرر از او پرسیدم که فلانی سرود 17 شهریور چه شد؟ او هم بهانه آورد که شعر ملودیک نیست و از این حرفها! من چاره‌ای نداشتم که در همان دفتر بنیاد مستضعفان از گروه سرودم دعوت کنم بیاید تا با هم آن سرود را بسازیم. من حتی دوباره برای گرفتن شعر به حمید سبزواری زنگ زدم و بعد تا یک بیت از آن را با پیانو نواختم و ساختم و آن را در اختیار گروه گذاشتم و تا سه چهار ساعت آن‌ها مشغول تمرین بودند، من بقیه سرود را ساختم. روز 15 شهریور آن را ضبط کردیم و 16 شهریور آماده برای ارائه بود. درست روز شانزدهم شهریور و به جای سرود انجزه انجزه، سرود 17 شهریور پیش از خبر پخش شد و این برای مردم خیلی جذابیت داشت. حتی برای جانبازها همین کار شد. به لطف خدا سرود ای جانباز را ساختم. بعد مأموریت خارج از کشور برایم پیش آمد، من بعد از 5 سال برگشتم، دیدم هنوز تنها همان سرود برای جانبازان خوانده می‌شود. بعد مرحوم مجتبی کاشانی شعری برای جانبازها سرود که ارزش خودش را داشت و من بر اساس آن سرودی را ساختم. به همین خاطر رابطه‌ام با موسیقی همیشه موثر بوده است.

منبع : نشریه فروغ بیداری – ویژه نامه فعالیت های معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مناسبت هفته مقاومت و پایداری و سالروز ارتحال امام خمینی (ره)

بعضی از رویدادهای 14 بهمن 1357

* روز چهاردهم بهمن سیل مشتاقان زیارت حضرت امام از ابتدای صبح،کوچه ها و خیابانهای اطراف مدرسه علوی را پرکرده بودند.حضرت امام نیز با حضور در سرسرای مدرسه ، به ابراز احساسات آنان پاسخ می دادند.

* حضرت امام طی یک مصاحبه مطبوعاتی در مدرسه علوی ، به وظیفه خطیر مطبوعات و اهل قلم‏ در عرصه جدید انقلاب اسلامی ایران اشاره نمودند.

* حضرت امام درسخنرانی پرشور بهشت زهرا صراحتاً دولت بختیار را غیر قانونی خوانده بودند و اعلام کردند که دولتی اسلامی متکی به حکم خدا وآرای ملت تشکیل خواهند داد.این مهم بر عهده ی شورای انقلاب بود.صبح روز چهاردهم جلسه شورای انقلاب ، برای تعیین نخست وزیر دولت موقت ،تشکیل شد.دراین جلسه پس از بحث و بررسی ، مهندس مهدی بازرگان برای نخست وزیری دولت موقت انتخاب شد.

* امام خمینی در جمع روحانیون درباره تز استعماری جدایی دین از سیاست و کنار زدن روحانیت از سیاست و پیامدهای آن صحبت کردند.

* امام خمینی در جمع اعضای کمیته استقبال شعار “ملیت” را نیرنگ آمریکا خواندند.

* بختیار در مصاحبه با لوماتن گفت: بعضی اوقات صبر بهترین تاکتیک است و اگر آیت الله خمینی بخواهد در شهر مقدس قم دولت پیشنهادی خود را به وجود آورد، به او اجازه خواهم داد تا دولتی شبیه به واتیکان تأسیس کند.

* اولین کتاب درباره بحران ایران تحت عنوان ” ایران بر ضد شاه ” در پاریس منتشر شد . نویسنده کتاب، احمد ناروقی ، از نویسندگان روزنامه لوموند و از طرفی نوه احمد شاه قاجار می باشد.

* تااین روز سی وپنج هزار آمریکایی ایران را ترک کرده بودند. به گزارش رسانه های گروهی دولت آمریکا تماس خودرا با شاه قطع کرده است.

* روسای سازمان انرژی اتمی تحت تعقیب دیوان کیفر قرار گرفتند.

* بختیار اعلام کرد نقش آیت الله خمینی را در حل و فصل مسائل اجتماعی و مذهبی می پذیرد.

* مردم در تمام کشور به اعتصاب عمومی دست زده اند. کارکنان ادارات و وزارتخانه های مختلف، وزیران و مدیران دولت را به محل کار خود راه نمی دهند.

* اعلام آمادگی 40 تن از نمایندگان مجلس برای استعفا.

* اعلام همبستگی کارکنان نخست وزیری با شورای انقلاب.

* همافران در شهرستان بهبهان تظاهرات کردند و علیه رژیم پهلوی ودر حمایت از امام خمینی شعار دادند.

* خانواده های گروهی از همافران دستگیر شده مجدداً در کاخ دادگستری تحصن کردند.

* جواد شهرستانی، شهردار وقت تهران، به دیدار امام رفته  و استعفانامه اش را به ایشان تسلیم می کند .حضرت امام مجدداً ایشان را به سمت شهردار تهران منصوب فرمودند. بختیار پس از انتشار این خبر و احتمال تکرار آن از سوی سایرمسئولین ، طی یک مصاحبه سایر کارمندان و مسئولان دولت را تهدید می کند.

* یاسر عرفات طی پیامی برای امام اظهار داشت: نتایج پیروزی ملت ایران در مرزهای آن کشور متوقف نخواهد شد.

* پیشنهاد نخست وزیری مهندس مهدی بازرگان درجلسه شب چهاردهم به اطلاع امام رسانیده شد . جلسه این شورا با حضور حضرت امام و اعضای شورای انقلاب برگذار گردید.پس از بحث و بررسی مجدد، به پیشنهاد اعضای شورای انقلاب و موافقت امام، مهندس مهدی بازرگان برای نخست وزیری دولت موقت انتخاب شد.

منابع وقایع نگاری:

 ¯ روزشمار زندگی امام خمینی (ره) علی رنجبرکرمانی ،موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)،1389

¯ روزشمار تاریخ ایران ، باقر عاقلی ،نشر گفتار،2ج ،1372

¯ صحیفه امام ، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) ، 22 ج ،1385

¯ از مهاجرت امام خمینی به پاریس تا پیروزی ، علی اکبر علی اکبری بایگی ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ،1384

¯ دهه سرنوش ساز، داود قاسم پور، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،1388

¯ گام به گام با انقلاب ، اکبر خلیلی ، انتشارات حوزه هنری،1375

¯ آرشیو روزنامه کیهان ازتاریخ 12 بهمن 1357   تا  23 بهمن 1357

بعضی از رویدادهای 14 بهمن 1357

به گزارش بشارنیوز:

مهم ترين رويدادهاي تاريخ معاصر در اين روز، به شرح زير است:

14 بهمن 1357

امام خميني در يک گفت و گوي مطبوعاتي که نزديک به 300 خبرنگار ايراني و خارجي از کشورهاي آمريکاي لاتين، آفريقا، اروپا و کشورهاي عربي و آسيا حضور داشتند، به تشريح اهداف آينده نظام اسلامي ايران پرداخت و اعلام کرد که به زودي دولت موقت انقلاب را تشکيل خواهد داد. ايشان بيان کردند که دولت موقت موظف است مقدمات همه‏پرسي را فراهم کند تا پس از تدوين قانون اساسي، آن را به همه‏پرسي بگذارد. امام خميني همچنين به دولت بختيار، نخست‏وزير دست نشانده ي شاه، هشدار داد که در صورت ادامه سرکوب مردم، ايشان حکم جهاد خواهد داد.

14 بهمن 1357

رسانه هاي جمعي اعلام کردند که دولت آمريکا تماس با محمدرضا پهلوي را قطع کرده و اردشير زاهدي سفير او که خود را به آمريکا نزديک مي دانست نيز نپذيرفته است.

14 بهمن 1357

ياسر عرفات رييس وقت سازمان آزادي بخش فلسطين، در پيامي که به امام خميني ارسال کرد، بيان داشت: نتايج پيروزي ملت ايران در مرزهاي آن کشور متوقف نخواهد شد.

14 بهمن 1357

ارتشبد فريدون جم پيشنهاد بختيار را مبني بر پذيرفتن وزارت جنگ رد کرد و گفت: بدون تفاهم ارتش با رهبران مذهبي، امکان ندارد بتوان بر بحران جاري در ايران غلبه کرد.

14 بهمن 1357

امام خميني در سخناني فرمودند: دولت فعلي غاصب و غيرقانوني است و بايد کنار رود. افراد ارتش، فرزندان ما هستند و بايد به دامان ملت باز گردند.

14 بهمن 1357

ژنرال هايزر آمريکايي که يک ماه پيش براي واداشتن ارتش به حمايت از بختيار و بررسي زمينه هاي کودتا در ايران پس از خروج محمدرضا پهلوي به ايران آمده بود، پس از ورود امام خميني به تهران، از کشور خارج شد.

14 بهمن 1354

روزنامه ي شيکاگو تايمز درباره ي خريدهاي نظامي ايران از آمريکا نوشت: از دوره ي رياست جمهوري نيکسون تا 1975 ميلادي خريدهاي نظامي ايران از آمريکا چنين است: در 1972 ميلادي مبلغ 524 ميليون دلار، در 1973 ميلادي مبلغ 2 ميليارد و 100ميليون دلار، در 1974 ميلادي مبلغ سه ميليارد و 900 ميليون دلار و در 1975ميلادي مبلغ 2 ميليارد و 600 ميليون دلار.

14 بهمن 1341

محمدرضا پهلوي در فرماني لوايح ششگانه ي انقلاب سفيد را به عنوان يک اصل قانوني براي اجرا به دولت، اعلام کرد.

14 بهمن 1336

شيخ احمد بهار از علماي مبارز عصر مشروطه در دوره ي رضاخان پهلوي در 68 سالگي بر اثر بيماري قلبي درگذشت.

14 بهمن 1326

دولت ايران در پاسخ به يادداشت اعتراض سفارت شوروي در تهران، از قراردادهاي نظامي بسته شده ميان تهران و واشنگتن دفاع و تاکيد کرد که اين قراردادها به زيان هيچ دولت ديگري نيست.

14 بهمن 1317

سفارتخانه هاي ايران و مصر به سفارت کبري تبديل شدند. اين رويداد يک ماه پيش از برگزاري مراسم نامزدي محمدرضا پهلوي با فوزيه خواهر ملک فاروق پادشاه مصر صورت گرفت.

14 بهمن 1311

شوراي جامعه ي ملل با تصويب قطعنامه اي، انگليس را به گفت و گوي مستقيم با ايران به دليل لغو پيمان دارسي دعوت کرد.

14 بهمن 1303

مخبرالدوله معاون وزير پست و تلگراف استعفا کرد.

14 بهمن 1300

پس از تصويب موضوع به رسميت شناختن استقلال دولت گرجستان، وزير امور خارجه ي گرجستان با ارسال نامه اي رسمي به سفارت ايران در پاريس اظهار اميدواري کرد که دولت ايران نيز استقلال گرجستان را به رسميت بشناسد.

14 بهمن 1291

امتياز راه آهن جلفا به تبريز بدون حضور مجلس، به بانک استقراضي روس که شعبه اي از وزارت مالي روسيه بود، داده شد.

14 بهمن 1289

مرتضي قلي خان صنيع الدوله نخستين رييس مجلس شوراي ملي در چهارراه مخبرالدوله هدف گلوله قرار گرفت و به قتل رسيد. قاتلان که 2 کارگر روسي بودند، بدون مجازات به سفارت روسيه تحويل داده شدند.

14 بهمن 1285

گروهي از طرف مجلس شوراي ملي براي تدوين متمم قانون اساسي تعيين شد.

برگرفته از: روزشمار تاريخ معاصر ايران(جلد 1و 4)

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *