جاودانه های موسیقی فجر(بخش چهارم)

 

Header Advertisement

جاودانه های فجر(بخش چهارم)

ازجمله جاودانه های هنری فجر به دید این حقیر سرود یار دبستانی میباشد که هرچند مستقیماً در بطن سرودهای انقلاب نبود ولی بعد ازپیروزی انقلاب و به مناسبتهای مختلف نقش خود را خوب ایفا کرد و پیوندی ویژه با سرودهای انقلاب بسته است.

مصاحبه با خواننده یار دبستانی

جمشید جم

جاودانه های فجر(بخش چهارم)

اما توضیحی بیشتر در خصوص سرود یار دبستانی

یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکهٔ بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی‌فرهنگی ما، هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این، پرده‌ها رو پاره کنه
کی می‌تونه جز من و تو، درد ما رو چاره کنه؟
یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکهٔ بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکهٔ بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی‌فرهنگی ما، هرزه تموم علف‌هاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این، پرده‌ها رو پاره کنه
کی می‌تونه جز من و تو، درد ما رو چاره کن؟
یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکهٔ بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما

یار دبستانی من، سرودهٔ منصور تهرانی است که برای فیلم از فریاد تا ترور با صدای فریدون فروغی ساخته شده بود.

پس از بازبینی وزارت ارشاد، صدای فروغی از فیلم از فریاد تا ترور حذف گردید و جمشید جم آن را بازخوانی کرد. منصور تهرانی نیز آن را بازخوانی کرد

جمشيد جم دانشجوي هنر و ادبيات دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران در سال 57 و پژوهشگر موسيقي، تهيه كننده، نويسنده، مجري و خواننده امروز راديو كه همه با سرود ماندگار و انقلابي «يار دبستاني من» او را مي شناسند:
چند سال پیش جمشید جم بخاطر خواندن این سرود زیبا مورد تفقد وقدردانی رهبر معظم انقلاب قرار گرفت

ین ترانه یا به قولی سرود انقلابی، محصول مشترک منصور تهرانی به عنوان ترانه سرا و جمشید جم به عنوان خواننده است. در سال 1357 تولید و پخش گردید و چون کلامش بیشتر مخاطبان درس خوانده را در بر می گرفت؛ کم کم به ترانه محبوب دانش آموزان و دانشجویان تبدیل شد.

در ادامه  قسمتی از گفتگو با این خواننده آمده است:

¤ تاريخچه سرود يار دبستاني به چه زمان و چه اتفاقي برمي گردد؟

يار دبستاني حدود 2 ماه بعد از پيروزي انقلاب به بهانه يك فيلم اجرا شد ولي من چون خودم در سال 57 دانشجو بودم و در جريان تمامي وقايع دانشگاه و جامعه قرار داشتم، آن را به ياد ياران دبستاني خواندم. من روز 13 آبان 57 در دانشگاه بودم و دانش آموزان و دانشجويان را ديده بودم كه در كنار هم، با وحدت و يكدلي حضور داشتند و مقاومت كردند، از حدود ساعت 10-11 كه تيراندازي آغاز شد تا آخر شب كه مجروحان را به بيمارستان ها منتقل مي كرديم، من بودم و همه صحنه هاي حضور و مقاومت را ديدم.

پيشنهاد اوليه اجراي سرود از طرف دوست هنرمندم، آقاي منصور تهراني بود و من سرود را نه براي فيلم كه به عشق دانش آموزان و دانشجوياني خواندم كه در آن روزها شاهد حضور و رشادت هايشان بودم. خبررساني آن روزها به صورت دست نوشته بود و روي نرده ها و ديوارها خبر شهادت ها نوشته مي شد و ما هر روز شاهد شهادت عده اي از دوستان و دانش آموزان و دانشجويان و در يك كلمه مردم بوديم.

¤ يعني ابتداي سال 58 سرود را اجرا كرديد؟
فروردين 58 اجرا شد و سال 59 به عنوان اولين سرود مجوزدار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به صورت كاست وارد بازار شد.
¤ الان كه حدود 30 سال از اين كار مي گذرد، چه چيزي درباره اين سرود براي شما هنوز حائز اهميت است و ماندگار شده؟
همدلي، وحدت، من و تو نداشتن و يكسره ما بودن، همانطور كه در اين سرود ميگه: كي ميتونه جز من و تو درد ما رو چاره كنه؟ نگاه نداشتن به بيگانه. بيگانگان در طول تاريخ هميشه حق و حقوق ملت ما رو خوردند، غارت كرده و بردند و به روي خودشان نياوردند و هرگاه كه ما به روي آنها آورديم نهايتاً با يه عذرخواهي از مسئله رد شدند.
¤ اين سرود به نوعي به شهداي 16 آذر 32 هم برمي گردد، درباره اين هم توضيح بفرماييد.
بله، اوايل در ميان مردم گفته مي شد كه اين سه شهيد از نيروهاي توده اي، چريكي و غيرانقلابي بودند ولي من يكبار از مرحوم دكتر شريعتي درباره آنها پرسيدم كه گفتند اين سه نفر مسلمان بوده و شهيدند.
از طرفي شنيده بودم كه دكتر چمران هم در آن سال در دانشگاه بوده و مجروح شده، يكبار از برادرشون پرسيدم كه ايشون هم تأييد كردن و برام مكمل شد و از آن به بعد اين در ذهنم بود كه يار دبستاني را هرگاه مي خواندم به شهداي 32 پيوند مي دادم و وقايع سال 57 به بعد و جنگ كه خودم از رشادت هاي جوانان ديده بودم.
در طول تاريخ ديديم كه همدلي و وحدت و نيز هويت ملي و هويت ديني در كنار هم مردم ايران را ساخته و آنها را نگه داشته، در انقلاب و در جنگ و تاكنون.
هر حركت با وحدت و يكدلي به سرمنزل مقصود مي رسد و در اين صورت هيچ بيگانه اي جرأت نگاه به دين و جامعه ما را نمي كند.
به نظر من 16 آذر 32 پيوند خورد به 13 آبان 57 و بعد هم ساير وقايع انقلاب و سپس 8 سال دفاع مقدس و ما سلاح اراده، عشق و دين را در دست مردم و جوانانمون ديديم كه حماسه آفرين شد.
¤ توصيف شما از دانشگاه انقلابي چيه؟
ما به عنوان دانشجويان زمان شاه، اعتقادات مذهبيمان به دليل پيوند با روحانيت هر چند در خفا خيلي بالا بود كه ما را بر آن مي داشت كه حركات جمعي نه فردي و تك تك را انجام بديم و اثرگذار باشيم. الان ما يك تجربه 31ساله داريم، رهنمودهاي امام(ره) و مقام معظم رهبري را داريم، سند چشم انداز تدوين شده داريم و مي توانيم از اينها در كنار ظرفيت هاي موجود در جامعه و جوانان استفاده بهينه كرده و برنامه مدون و اساسي بريزيم و دانش آموزان و دانشجويان را كه قرار است آينده مملكت را به دست بگيرند را تربيت كنيم و تجربيات مهم و سرنوشت ساز را به اينها منتقل كنيم.
الان رشد علمي كشور ما و پيشرفت هايي كه در حوزه هاي مختلف مانند هسته اي، سلول هاي بنيادي و… داشتيم، هوش و ذكاوت جوانان ايراني خيلي افتخارآفرين و زبانزد است. لازم است كه براي مسائل و مشكلات جوانان برنامه ريزي بشه كه دشمن نتواند سوءاستفاده از اين ضعف هاي موجود بكند. جلوي خطر تهاجم را وقتي در حد يك روزنه است مي توان به راحتي و با يك چسب ساده گرفت نبايد بگذاريم كه تونل بزرگي شده و تبديل به يك چالش براي جامعه و نظام شود.
ما در جنگ سرداران و شهدايي را داشتيم كه در سن كم به جبهه رفته و شهيد شدند، جوان كم سن و سال ما به حدي توانمند و باهوش بوده كه مي توانسته يك مجموعه را فرماندهي كند. من در يكي از روستاهاي جنوب سر مزار سردار شهيد ميرحسيني رفتم و ديدم كه ايشان در حين شهادت 23ساله بوده و فرماندهي لشكر به عهده داشته، لازم است كه ما شهدا را به مردم بشناسانيم و به جوانان بگوييم كه شهدا كه بودند و چه رشادت هايي داشتند. معرفي شهدا و دفاع مقدس را محدود به يك هفته خاص نكنيم و در تمام طول سال اين بزرگواران و زندگيشان رامعرفي كنيم. مثلا الان كه محرم نزديك است بيايم به جاي تمثال هاي غيرمستند ائمه (عليهم السلام) از تصاوير شهدامون و زندگي نامه هاشون استفاده كنيم و آنها را بشناسانيم.

شما در جنگ هم حضور داشتيد؟
من به خاطر شرايط كاري موظف به حضور در راديو بودم ولي مرخصي مي گرفتم و به جبهه مي رفتم و در مناطق حضور پيدا مي كردم.
من بيشتر در بطن وقايع انقلاب بودم، مثلا 21 بهمن 57 من در كنار دوستاني كه همين مكان راديو را گرفتند حضور داشتم.
¤ ماجراي آن روز را برامون تعريف كنيد
روز فتح راديو ما همراه با تعدادي از همافراي نيروهوايي حدود 150-200 نفر بوديم كه به طرف راديو آمديم و پشت اين درخت هاي تنومند سنگر گرفتيم، دو تا تانك اينجا بود كه وقتي مقاومت مردم را ديدند، فرار كردند و راديو به راحتي فتح شد و اين مصداق بارز تأثير همراهي و هم نفسي مردم با هم است. من هم به خاطر علائقي كه داشتم و رشته ام در راديو ماندم تا امروز.
¤ سرود شما وقتي پخش ميشه يك شور انقلابي خاصي در جان آدم ايجاد مي كنه و يادآور اين مطلب است كه حرف اگر از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند.
درسته، ببينيد سرودهاي ماندگار انقلاب و جنگ مانند اي ايران و يار دبستاني چون با تمام وجود خوانده شده و خواننده به آن اعتقاد راسخ داشته بلاشك ماندگار و شورآفرين است.

 

 

 

یار دبستانی با صدای فروغی

مهم در این سرود ویژه گی های اجتماعی آن است  و خواننده هر کسی میبود و یا باشد ، مسئولیت پیام رسانی شعار انقلاب را بدوش داشته است . هرچندبه نظر من با صدای جمشید جم دلنشین تر و جذاب تر به نظر میرسد

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *