بیست و یکم بهمن1357 و عجائب آن

بیست و یکم بهمن1357 و عجائب آن

بیست و یکم بهمن1357 و عجائب آن

خلاصه وقایع 21بهمن

درگیری های شدیدی بین نیروی هوایی و لشگر گارد صورت گرفته بود،امروز با شدت بیشتری ادامه یافت.

* در آغازین ساعات بامداد روز بیست ویکم بهمن ماه ، با خروج آمبولانسهای مرکز آموزش دوشان تپه ، یکی از سربازهایی که موفق به فرار شده بود با اعلام گزارشی از درگیری های داخل پادگان ، تعدادی اسلحه را که توانسته بود با خود به بیرون بیاورد،در اختیار مردم قرار داد.به این ترتیب اولین سلاح ها به دست مردم افتاد.

* فرماندار نظامی تهران در اعلامیه شماره چهل خود، ساعات حکومت نظامی را از ساعت چهار و نیم بعدازظهر تا ساعت پنج صبح افزایش داد. پس از شدت گرفتن حملات مردم به کلانتری ها و پادگان ها، فرماندار نظامی تهران در همین روز ساعت منع عبور و مرور را تا ساعت دوازده ظهر روز 22 بهمن افزایش داد.

* بختیار در مجلس سنا اعلام کرد که حاضر به مذاکره است.

* حضرت امام خمینی در رابطه با حکومت نظامی اعلام شده از طرف فرماندار نظامی تهران، آن را ملغی اعلام کردند و گفتند: اعلامیه امروز حکومت نظامی خدعه و خلاف شرع است و مردم به هیچوجه به آن اعتنا نکنند … اخطار می کنم که اگر دست از این برادر کشی بر ندارند و لشگر گارد به محل خودش برنگردد … تصمیم آخر خود را به امید خدا می گیرم.

* ستاد امام با بلندگو لغو اعلامیه های فرمانداری نظامی ( منع رفت و آمد ) را در سطح تهران اعلام کردند.

* کلانتری های 9و10 و 11و 14 و 16 و 26 و همچنین کلانتری نارمک به دست مردم سقوط کرد.

* تیپ زرهی قزوین که برای تقویت نیروی دفاعی حکومت نظامی وارد تهران شده بود،در خیابان سپه با مقاومت سخت مردم مواجه شد.

* سپهبد رحیمی، فرماندار نظامی تهران و حومه، طی دستورالعملی به یگان های تابعه خود، از آنها خواست تا بی درنگ کلیه رهبران نهضت را دستگیر و با هواپیما به یکی از جزایر منتقل نمایند. همراه این دستورالعمل، لیستی از اسامی صدها نفر که باید بازداشت شوند، الصاق شده است که در رأس آنها نام حضرت امام، آْیت الله طالقانی  و مهندس مهدی بازرگان، به چشم می خورد.

* مردم چند تانک و زره پوش را که عازم فرح آباد برای جنگ با نیروی هوایی بودند،ازکار انداختند.

* صدها اتومبیل شخصی، در حالی که تمام صندلیهای جلو و عقب خود را پر از ملافه های سفید و دارو و غذا کرده بودند،به طرف نیروی هوایی در حرکت بودند.

* جلسه شورای امنیت،متشکل از بالاترین مقامات ارتشی و نظامی ساعت 6 بعدازظهر،برای بررسی اوضاع کشور برگذار شد.

* در نیمه های شب به محل اسلحه سازی حمله شد.

 

بیست و یکم بهمن1357 و عجائب آن

در روز 21 بهمن ماه سال 1357 مردم به اسلحه خانه نیروی هوایی راه پیدا کردند . درگیری مسلحانه میان مردم و نظامیان شدت گرفت . با آغاز درگیری مسلحانه، پرسنل انقلابی نیروی هوایی برای تسلیح مردم در ازاء كارت پایان خدمت سربازی ، یك قبضه سلاح و هفت فشنگ در اختیار آنان قرار می‌دادند . در چنین روزی ، در روز 21 بهمن ماه سال 1357 فتوای امام خمینی (ره) مبنی بر باطل بودن قسم وفاداری ارتشیان به شاه منتشر و ارتش شاه عبور و مرور مردم را از ساعت چهار و نیم بعد از ظهر ممنوع اعلام کرد . در ساعت 10 صبح روز 21 بهمن ماه سال 1357 با انتشار حکم امام خمینی (ره) در خصوص ماندن مردم در خیابان ها ، با پیوستن نیروی دریایی و هوایی با مردم همراه شد و اسلحه خانه نیروی هوایی به همت مردم و کمک همافران فتح شد . در ساعت 11 روز 21 بهمن ماه سال 1357 با شدت درگیری ها ، کلانتری های 9 ، 10 ، 11 ، 12 ، 16 ، 26 و کلانتری نارمک به دست مردم افتاد . مردم تانک ها و نفربرها را به خیابان ها آوردند و سرود فتح و ظفر را به یکدیگر هدیه دادند . در غروب روز 21 بهمن ماه سال 1357 فرماندار نظامی که دستپاچه شده بود در آخرین اعلامیه خود که بارها از رادیو پخش شد ، ساعت منع عبور و مرور را چهار و نیم بعد از ظهر اعلام کرد . حضرت امام خمینی (ره) در پاسخ به اعلام فرمانداری در روز 21 بهمن ماه سال 1357 مبنی بر عبور و مرور شبانه ، پیامی بدین شرح صادر فرمودند : اعلامیه امروز حكومت نظامی خدعه و خلاف شرع است و مردم به هیچوجه به آن اعتنا نكنند … اخطار می‌كنم كه اگر دست از این برادر كشی بر ندارند و لشگر گارد به محل خودش برنگردد … تصمیم آخر خود را به امید خدا می‌گیریم ….. برادران و خواهران عزیز هراسی به خود راه ندهید که به خواست خداوند تعالی حق پیروز است . در پایان روز 21 بهمن ماه سال 1357 مردم رشادت به خرج دادند و خیابان ها را تا صبح روز بعد ترک نکردند

بیست و یکم بهمن1357 و عجائب آن

آیت‌الله خزعلی: «ما روز 21 بهمن 1357 در منزل آیت‌الله طالقانی نشسته بودیم. به ایشان گفتند: «امام پیام داده که مردم در خانه‌های خود نمانند، بیرون بریزند و به حکومت نظامی اهمیت ندهند». آقای طالقانی گفت:
«امام مدت پانزده سال از ایران دور بوده‌اند و توجه ندارند که این دژخیمان رژیم چه بی‌رحم هستند. اگر مردم بیرون بریزند، همه را قتل عام می‌کنند؛ بنابراین صلاح در آن است که در منازل و خانه‌ها بنشینیم، ببینیم عاقبت کار چه می‌شود؟».
بعد مرحوم طالقانی با امام حدود نیم ساعت تلفنی گفتگو کرد تا شاید امام را قانع کند که مردم را از خانه‌هایشان بیرون نیاورند. ما حرف‌های آقای طالقانی را شنیدیم که سعی داشت امام را هرطور شده، از تصمیم خود مبنی بر بیرون آمدن مردم از خانه‌ها و اهمیت ندادن به حکومت نظامی، منصرف نماید.
تا اینکه آقای طالقانی گوشی را گذاشت و در گوشه‌ای زانوانش را بغل گرفت و ساکت ماند! حتی سرش را روی زانوانش تکیه داد و به فکر فرو رفت.
ما با خود گفتیم حتماً امام حرفی زده و مثلاً به ایشان گفته شما دخالت نکنید و …؛ بنابراین آقای طالقانی ناراحت شده است. امّا چیزی نگفتیم تا اینکه ایشان یک دفعه سر از زانوانش برداشت و به حال طبیعی و عادی برگشت. سؤال کردیم: «آقا چه شده؟ آیا امام به شما پرخاش کردند یا حرفی گفتند که شما ناراحت شدید؟» آقای طالقانی گفت:
«نه، نه، اصلاً مسئله این نیست. من اصرار کردم که امام اعلامیه‌هایش را پس بگیرد و امام هرچه می‌گفت، من قانع نمی‌شدم، در آخر فرمود: «آقای طالقانی! اصرار نکن! احتمال بده که این دستور از طرف امام زمان (عج) است!» تا امام این جمله را گفت، من به خود لرزیدم و بی‌اختیار گوشی را گذاشتم و حالم دگرگون شد!».
منبع : http://resalaat.ir/NewsDetail.aspx?itemid=6043

بیست و یکم بهمن1357 و عجائب آن

خاطره حاج احمد قدیریان از شب بیست و دو بهمن

*روز 21 بهمن و دستور تاریخی امام برای لغو حکومت نظامی توسط مردم، نقطه عطف پیروزی انقلاب است. خاطرات شما که از نزدیک در جریان وقایع بودید، بسیار خواندنی خواهد بود.

بله، ظهر روز 21 بهمن بود که اطلاع پیدا کردیم رژیم شاه می‌خواهد با اعلام حکومت نظامی، کنترل اوضاع را به دست بگیرد، مدرسه رفاه را که محل اقامت بود به توپ ببندد و مبارزان و مجاهدان را یا از بین ببرد و یا به نقاط دوری تبعید کند. در مدرسه رفاه خبردار شدیم که شهر کم‌کم خلوت می‌شود و قرار است ارتش از پنج پادگان در پنج نقطه شهر عملیاتش را شروع و همان شب کار را تمام کند.

اما امام مثل همیشه با درایت و فراست مثال‌زدنی خود و با لحنی قاطع و به ‌رغم تردید حتی بسیاری از مبارزان اعلام کردند که مردم در خیابان‌ها حضور پیدا کنند و به حکومت نظامی اعتنا نکنند.

* از واکنش امام نسبت به اعلام حکومت نظامی و حالات ایشان هم برایمان بگویید.

شب 21 بهمن که امام فرمودند حکومت نظامی باید لغو شود، آیت‌الله طالقانی به امام اطلاع دادند که ارتش می‌خواهد حکومت نظامی را از ساعت دو بعدازظهر اعلام و از چهار جهت تهران، به مرکز شهر و مدرسه رفاه حمله کند و گفته که اگر ده هزار نفر هم کشته شوند، تا این نقشه را به نتیجه نرساند دست‌بردار نیست.

همه آقایان آن روز صبح در مدرسه رفاه جمع شدند و به مشورت پرداختند. ساعت حدود یازده بود که امام بلند شدند که بروند. شهید مطهری و شهید بهشتی استدعا کردند که امام مثل همیشه نماز را به جماعت بخوانند، ولی امام گفتند که خودتان بخوانید و به اتاق‌شان رفتند و نماز خواندند و پس از صرف ناهار، به کارهایشان پرداختند. وقتی مدتی گذشت و امام برنگشتند، شهید مطهری که سخت نگران بودند، به اتاق ایشان رفتند و دیدند امام مشغول خواندن نماز هستند.

شهید مطهری به راهرو برمی‌گردند و منتظر می‌نشینند، اما باز هم امام از اتاق بیرون نمی‌آیند. قرار بود از ساعت دو حکومت نظامی اجرا شود و همه سخت نگران بودند که امام چه دستوری خواهند داد. ساعت یک ربع به یک می‌شود و یکی دیگر از آقایان می‌رود تا ببیند امام چه دستوری می‌فرمایند. لای در را باز می‌کند و می‌بیند امام در حال سجده هستند و شانه‌هایشان دارد می‌لرزد. چند دقیقه بعد امام در اتاق‌شان را باز می‌کنند و خطاب به دوستان می‌گویند: “بروید و به مردم اعلام کنید به خیابان‌ها بریزند و حکومت نظامی را لغو کنند”.

ظاهراً مرحوم آیت‌الله طالقانی به امام پیغام داده بودند که رژیم برای قتل‌عام مردم برنامه قطعی دارد و صلاح نیست مردم بیرون بیایند، ولی امام دستور اکید دادند که همه از خانه‌هایشان بیرون بریزند. در اطراف مدرسه رفاه هم روی مینی‌بوس‌هایی بلندگو نصب کرده بودیم و با همان‌ها به مردم اعلام می‌کردیم که چه کنند. ماشین‌هایی را هم با بلندگو به نقاط مختلف شهر فرستادیم تا اعلام کنند امام حکومت نظامی را لغو کرده‌اند و مردم به خیابان‌ها بریزند

منبع:http://old.ammarname.ir/link/18443

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *